تبليغاتX
تقديم به عسلم الهام
تقديم به عسلم الهام
زندگي
مادر

 

تو معناي خود كلامي ، تومعبود خود عبيدي

توبه زيبايي عشقي تو به مهر محبت ،

تو به وسعت بهشتي ، توبه شهامت يه اسمي

روزهاي با تو بودن غنيمت بود و بس

روزهاي تو را نديدن محنت بود و بس

مادرم ، تو مظهر فرشته اي ، با همان دل نازك ، با همان چشمان مهربان

با همان دستان عاشق با همان بالهاي شيشه اي ،

آرزو دارم همانطوركه هميشه پشتيبانم بودي در سختي و راحتي ،خدا نيز

نگهدارت باشد ، چشمانم هميشه دست پر مهرت را جستجو مي كند

و لبهايم آماده بوسه زدن به آن دستان پاك است.

                                      (نوشته شده توسط الهام)

2 نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 

زيباترين وزشترين روزها با بوي بودن تو دل انگيز مي شوند ،

چشمهايم مدتي است عينك بي تفاوتي ندارد،

چشمانم مدتي است خوبي را مي بيند،

مدتي است خيال با تو بودن معناي خوبي مي دهد ،

چشمهايم بينا شده اند ، عاشق شده اند ،

آفتاب اين عشق پوست تنم را نوازش، دلم را گرما و فكرم را اميد مي دهد.

                                       (نوشته شده توسط الهام)

2 نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
شوق

شوق شنيدن از تو گوشهايم را جلا مي دهد ،

هميشه چشم انتظارم ،

هميشه در تلاطم بودن تو زنده مي شوم ،

و بارفتنت دلم رنگ كهنگي مي گيرد،

وقتي تو نيستي هيچ كس نيست ، روح و عشق به زندگي مي رود،

صداي پايت جان مي بخشد ،

و قلب خسته ام را آرامش مي دهد.

                                          (نوشته شده توسط الهام)

2 نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
می نویسم

مي نويسمش يه روزي همه ي حرف چشماتو

كاش كه هرچي مونده ازعمر .‌ زير بارون باشه

با تو.

2 نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
بهار

شورانگيزترين بهارزندگيم ازپرتوي وجود تو مي درخشد .

نگاهم منتظر روزي است كه ديرينه ترين بهار زندگي را در طعم خوش

بودنت تجربه كند. وجود پرمهرتو همواره به بهاري مي ماند كه نسيمش

پوست را نوازش مي دهد و بارانش روح را لطافت مي بخشد و انوار طلايي

خورشيدش آرامش را به ارمغان مي آورد .

سال نو مبارك

                                          الهام و اميد

2 نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
2 نوشته شده در  دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 0 قبل از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
كاش روزي برسد

كاش روزي برسد كه شاهزاده ي قصه ها جاده ي گمشده ي قصرآرزوهايم را پيدا كند .

تيرگيهاي غم را از روي سقف شيشه اي آن پاك كند تا دوباره آسمان پرستاره و بلورين

بر سقف آن نقش بندد و پرده هاي تو هم دلسردي كنار برود كاش روزي با روحي

لطيف و سر شار از شادي به كهكشانها پرواز كنم ودوباره بالهايم را به دست نسيم نوازش گر

بد هم و صورت نرم ستاره را لمس كند كاش عطر عشق در فضا پر شود و دوباره بناي

خيال رنگي شود .آرزوها لباس حقيقت را بر تن كنند و روياها مرا در آغوش كشند و

از خواب غم انگيز ترس بيدار كنند تا با هم جام خوش زندگي را سر كشيم .

(نوشته شده توسط الهام)

2 نوشته شده در  سه شنبه 11 بهمن1384ساعت 7 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
راز عشق

راز عشق در اين است كه در سكوت دست يكديگر را بگيريد . كم كم ياد مي گيريد كه بدون كلام رابطه برقرار كنيد . ...  

2 نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 2 قبل از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
جادوي اميد
 

هرگز ريسمان اميد را رها مكن .وقتي احساس مي كني كه ديگر تحمل نداري ؛جادوي اميد است كه به تو اميد مي دهد تا راه را ادامه دهي.اعتماد به نفس را هرگز از دست مده ؛ تا آن زمان كه باور داري توانايي ؛ دليلي داري تا بكوشي .هرگز مهار شاد زيستن خود را به دست ديگري مده ؛ بر آن چنگ بزن ؛ آنگاه همواره در اختيارت خواهد بود .اين ثروت مادي نيست كه پيروزي يا شكست را رقم مي زند.پيروزي و شكست در چگونگي احساس ما نهفته است .احساس ماست كه ژرفاي حياتمان را نشان مي دهد.روا مدار كه لحظه هاي ناخوشايند بر تو چيره گردند.صبور باش و ببين كه آنها در گذرند .در ياري جستن از ديگران ترديد مكن.امروز يا فردا ؛ همه بدان نيازمنديم .از عشق مگريز به سوي آن بشتاب ؛ چه .....عشق ژرف ترين شادي هاست .چشم به راه آنچه كه مي خواهي ؛ نمان .بلكه با تمام وجود آن را بجوي ؛ و بدان كه زندگي در نيمه راه با تو ديدار خواهد كرد اگر تدبيرها و رؤياهايت با اميدهاي تو همسو نشدند ؛ تو راه گم نكرده اي هر آينه كه چيزي نو از خود و زندگي بياموزي ؛ بدان كه پيش رفته اي .داشتن احساس نيكو به زندگي در گرو داشتن احساس نيكو به خود است هرگز خنده را از ياد مبر ؛ و غرور نبايد مانع گريستن تو شود .

با خنديدن و گريستن است كه زندگي معنايي كامل مي يابد

2 نوشته شده در  جمعه 16 دی1384ساعت 3 قبل از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
وقتي تو نیستی

وقتي تو نیستی
خورشيد تابناك
شايد دگر درخشش خود را
و كهكشان پير گردش خود را
از ياد مي برد
و هر گياه
از رويش نباتي خود
بيگانه مي شود
و آن پرنده اي
كز شاخه انار پريده
پرواز را
هر چند پر گشوده فراموش مي كند
آن برگ زرد بيد كه با باد
تا سطح رود قصد سفر داشت
قانون جذب و جاذبه را در بسط خاك
مخدوش مي كند
آنگاه نيروي بس شگرف مبهم نامرئي
نور حيات را
در هر چه هست و نيست
خاموش مي كند
وقتي تو با مني
گويي وجود من
شکرآفرين نگاه تو را نوش مي كند
چشم تو آن شراب خلر شيرازست
كه هر چه مرد را مدهوش مي كند.    (نوشته شده توسط اميد)

2 نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 3 بعد از ظهر  توسط اميد نيكوئي | 
 
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو
درباره وبلاگ
زيبايهاي زندگي

نوشته هاي پيشين
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
پيوندها
فيلتر شكن
  چك كردن ايميل در ياهو
  GMAILچك كردن
  بترسيد
  محاسبه درصد عشق
  حتما ببينيد
  من و تو
  حتما ببينيد جالبه
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

اميد نيكوئي

12 or 24 hours timer